تبليغاتX
نوراسلام
اثبات و بررسی دین اسلام و مذهب تشیع
فضیلت های ماه رمضان در روایات

رسول خدا (ص) فرمود: درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى شوند و تا آخرين شب بسته نمى شوند

رسول خدا (ص) فرمود: هنگامى كه هلال ماه رمضان پديدار گردد, درهاى دوزخ بسته شود.

امام باقر (ع) فرمايد: براى هر چيزى بهارى است و بهار قرآن ماه رمضان است.

امام رضا (ع) : كسى كه در ماه رمضان آيه اى از كتاب خدا(قرآن) را بخواند ، مانند كسى است كه در ديگر ماه ها تمام قرآن را خوانده باشد.

سه چشم درروز قیامت هرگز بسته نخواهد شد و همیشه باز است :
1 - چشمی که به گناه نگاه نکند
2 - چشمی که در تاریکی شب برای خدا بگرید
3 - چشمی که در نیمه شب برای رضای خدا باز بماند

 

نگارش در تاريخ پنجشنبه 1386/06/22 توسط حسین.م |

خطبه پيامبر(ص) در روز آخر شعبان

سلمان فارسى رحمه الله فرمود: «خطبنا رسول الله صلى الله عليه و آله فى آخر يوم من شعبان، فقال يا ايها الناس قد اظلكم شهر عظيم مبارك، شهر فيه ليلة خير من الف شهر، جعل الله صيامه فريضة و قيام ليله تطوعا، من تقرب فيه بنافلة من الخير كان كمن ادى فريضة فيما سواه، و هو شهر الصبر، و الصبر ثوابه، الجنه، و شهر المواسات و شهر يزاد فى رزق المؤمن، و شهر اوله رحمة،و اوسطه مغفرة، و آخره عتق من النار، و هو للمؤمن غنم و للمنافق غرم‏» (1)

ماه رمضان براى مؤمن سود و براى منافق خسران است

حضرت سلمان فرمود: در روز آخر شعبان پيامبر(صلى الله عليه و آله) براى ما خطبه‏اى در فضيلت ماه رمضان قرائت فرمود: و در خطاب خويش به ما فرمود: اى مردم براستى سايه افكنده بر سر شما ماه بزرگ مباركى، ماهى كه در او شبى است كه از هزار ماه بهتر است، كه خداوند روزه‏اش را فرض و واجب نموده، و به پا داشتن عبادات شبش را به طور استحباب مقرر فرموده است، كسى كه تقرب بجويد به خداوند،به انجام نافله خيرى، مثل آن است كه در غير ماه رمضان فريضه‏اى انجام داده باشد، و اين ماه ماه صبر است، و صبر هم اجر و ثوابش بهشت است.

و ماه روزه، ماه مواسات و برابرى است، و ماهى است، كه رزق مؤمن در او زياد مى‏گردد، و ماهى است كه اولش رحمت و وسطش مغفرت و آمرزش، و آخرش آزادى از آتش جهنم است، و اين ماه براى مؤمن بهره و منفعت است، و براى منافق خسارت و ضرر.

نگارش در تاريخ پنجشنبه 1386/06/22 توسط حسین.م |

صفات شیعه

صفوان می گوید : از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود : همه چیز برای مومن خاشع فروتن است .

سپس فرمود : هر گاه قلبش برای خدا خالص باشد خدا هیبتش را در دل همگان می اندازد و همه از او می هراسند و حساب می برند و حتی شیر بیشه و سایر درندگان روی زمین و پرندگان آسمان.

از امام صادق (ع) سوال شد که آیا اهل آسمان اهل زمین را میبینند؟ فرمودند : نمی بینند مگر مومنین را چون مومن از نوری است شبیه نور ستارگان . باز پرسیدند: پس آنها اهل زمین را می بینند ؟ فرمودند : نه نورش را هر جا که توجه کند می بینند .سپس فرمودند : مومن را پنج ساعت است که در قیامت در آن ساعات شفاعت می کند .

 امام صادق (ع) : برای مومن همین نصرت از ناحیه خدا بس که ببیند دشمنش مشغول معصیت خداست ( چون احساس پیروزی می کند که خدا او را بحال خودش وا گذاشته و یاوری ندارد) .

 منبع : کتاب صفات شیعه تالیف شیخ صدوق

نگارش در تاريخ جمعه 1386/06/09 توسط حسین.م |

 در بسياري از رواياتي كه از پيامبر گرامي اسلام‏(ص) و امامان معصوم‏(ع) نقل شده، اين نكته مورد تأكيد قرار گرفته است كه ظهور نيز همانند قيامت، ناگهاني و غير منتظره فرا مي‏رسد و زمان آن را هيچ‏كس جز خداوند حكيم نمي‏داند.

 از جمله در روايتي كه امام رضا(ع)  به واسطة پدران بزرگوارش از پيامبر اكرم‏(ص) نقل مي‏كند چنين آمده است:
 
به پيامبر(ص) عرض شد: اي فرستادة خدا! آن قائم كه از نسل شماست چه وقت ظهور مي‏كند؟ آن حضرت فرمود: ظهور او مانند قيامت است. «تنها خداوند است كه چون زمانش فرا رسد آشكارش مي‏سازد. فرا رسيدن آن بر آسمانيان و زمينيان پوشيده است. جز به ناگهان بر شما نيايد».1و2

امام باقر(ع)  نيز در تفسير اين آية شريفه:
هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاّ السَّاعَةَ أَنْ تَأتِيَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لايَشْعُروُنَ.3
 آيا چشم به راه چيزي جز آن ساعتند كه ناگاه و بي‏خبرشان بيايد؟
مي‏فرمايد:

 مراد از ساعت، ساعت [قيام] قائم‏(ع)  است كه ناگهان برايشان بيايد.4

حضرت صاحب‏الامر(ع)  نيز در يكي از توقيعات خود بر اين نكته تأكيد مي‏ورزند كه ظهور ناگهاني و دور از انتظار فرا مي‏رسد:
 
فرمان ما به يكباره و ناگهاني فرا مي‏رسد و در آن زمان توبه و بازگشت براي كسي سودي ندارد و پشيماني از گناه كسي را از كيفر ما نجات نمي‏بخشد.5

اين دسته از روايات از يكسو هشداري است به شيعيان كه در هر لحظه آمادة ظهور حجت حق باشند و از سويي ديگر تذكري به همة كساني است كه در پي تعيين وقت براي ظهورند.
 
 
نگارش در تاريخ جمعه 1386/06/09 توسط حسین.م |
 

حديث ثقلين

يكي ديگر از احاديثي كه نمونه بارزي بر خلافت بلا فصل امير المومنين است حديث ثقلين است كه رسول اكرم فرمود :

(( اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي اهل بيتي ما ان تمسكتم بهما لن تضلو ابدا و لن يفترقا حتي يردا علي الحوض)) « همانا من در ميان شما دو چيز گرانبها ميگذارم ،‌ كتاب خدا و اهل بيت من و هر كس به آن دو تمسك بجويد نجات يافته است و هر كس از آن دو دوري كند هلاك مي شود اين دو از هم جدا نمي شوند تا اينكه در كنار حوض ( كوثر ) بر من وارد شوند.»

كه البته در برخي از منابع بسيار نادر آمده است كه كتاب الله و سنتي ، لازم به ذكر است كه بگويم اولا در منابع اصلي اهل تسنن كه به برخي از آنها در زير اشاره شده است اين گونه نيامده و ثانيا بر فرض هم كه وسنتي باشد سنت هم كه خود نياز دارد تبيين شود و به يك مبين محتاج است مثل قرآن پس فقط عترت هست كه هم مبين قرآن و هم مبين  سنت مي باشد . 

حالا منابع اين حديث را از كتب برادران اهل تسنن مي آوريم .

مسلم بن حجاج در ص ۱۲۲ جلد هفتم صحيح و ابي داوود در صحيح و ترمذي در ص ۳۰۷ جز دوم سنن ، نسائي در ص ۳۰ خصائص ، احمد بن حنبل در ص ۱۴ و ۱۷جلد سوم و ص ۲۶ و ۵۹ جلد چهارم ، حافظ ابو نعيم اصفهاني در ص ۳۵۵ جلد اول حليه الاوليا ، سبط ابن جوزي در ص ۱۸۲ تذكره ، ذهبي در تلخيص مستدرك ، سليمان بلخي حنفي در باب ۴ ينابيع الموده ، ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه ، و بسيار بسيار كتاب ديگر كه مجال گفتن آن نيست .

 

مدحت كن و بستای كسی را كه پیمبر             بستود و ثنا كرد و بدو دادهمه كار

آن كیست بدین حال وكه بودست وكه باشد       جز شیرخداوند جهان حیدركرار

این دین هدی را به مثل دایره ای دان                پیغمبر مامركز و حیدر خط پرگار

علم همه عالم به علی داد پیمبر                     چون ابربهاری كه دهدسیل به گلزار

نگارش در تاريخ چهارشنبه 1386/05/24 توسط حسین.م |

متن نامه‌های پیامبر اسلام به سه پادشاه بزرگ

پیامبر اسلام بر قوم و قبیله خاصى مبعوث نشده بود تا پیام وی در محدوده آن قوم و قبیله محصور بماند، بلکه بر طبق آموزه‏هاى قرآنى مأموریت داشت پیام خود را به عموم مردم فارغ از تمایزات قومى، نژادى و زبانى ابلاغ کند. از این رو در سال ششم هجرى و در راستاى رسالت جهانى خویش، با ارسال نامه‏هایى به سران ممالک همجوار آن روزگار، گام مهمى در جهت سیاست‏ خارجى برداشت.
پیامبر که در این زمان دغدغه خاطر چندانى از جانب یهودیان مدینه و شرارتهاى آنها نداشت و نیز به دلیل انعقاد معاهده صلح حدیبیه، از جانب مشرکان مکه احساس خطر جدى نمى‏کرد بر آن شد تا نامه‌هایى را به سران کشورهاى همجوار ارسال نماید و آنها را به اسلام فراخواند. 
پیامبر اکرم سه نامه به سران کشورهای مطرح آن روز نگاشت تا آنان را به اسلام دعوت کند . نجاشى حاکم حبشه ، خسرو پرویز شاهنشاه ایران و هرقل  امپراتور روم شرقى .

* نخستین نامه، نامه‏اى است که از سوى پیامبر و توسط دحیة کلبى به هرقل امپراتور روم شرقى ارسال شد:
بسم الله الرحمن الرحیم
من محمد بن عبدالله و رسوله الى هرقل عظیم الروم سلام على من اتبع الهدى. اما بعد: فانى ادعوک بدعایة الاسلام، اسلم تسلم و اسلم یؤتک الله اجرک مرتین. فان تولیت فعلیک اثم الاریسین.
به نام خداوند بخشنده مهربان
از محمد بنده و فرستاده خدا به هرقل، بزرگ رومیان
کسى که پیرو راستى گردد گزند نمى‏بیند. اسلام بیاور تا سالم بمانى و اسلام بیاور تا خدا دوبار تو را پاداش دهد و اگر از پذیرش آن سر باز زدى، گناه رعایا (کشاورزان) بر گردن تو خواهد بود.

* دومین نامه مورد توجه طبرى که به انعکاس آن پرداخته است مکتوب پیامبر اسلام به نجاشى پادشاه حبشه است که عمر و بن ابى امیه ضمرى مأمور ابلاغ آن شده بود:
بسم الله الرحمن الرحیم
من رسول الله الى النجاشى الاصحم ملک الحبشه .
سلم انت . فانى احمد الیک الله الملک القدوس السلام المومن المهیمن و اشهد ان عیسى بن مریم روح الله و کلمته القاها الى مریم البتول الطیبه الحصینه فحملت ‏بعیسى فخلقه الله من روحه و نفخه کما خلق آدم بیده و نفخه . انى ادعوک الى الله وحده لاشریک له و الموالاة على طاعته و ان تتبعنى و تومن بالذى جاءنى، فانى رسول الله و بعثت الیک ابن عمى جعفر و نفرا معه من المسلمین . فذا جاءک فاقرهم، و دع التجبر. فانى ادعوک و جنودک الى الله، فقد بلغت و نصحت، فاقبلو نصحى . والسلام على من اتبع الهدى . 
به نام خداوند بخشنده و مهربان
از محمد پیامبر خدا به نجاشى اصحم پادشاه حبشه.
تو با ما در صلح هستى . من بر خداى ملک قدوس سلام مؤمن مهیمن درود مى‏گویم و شهادت مى‏دهم که عیسى پسر مریم روح خدا و کلمه اوست که وى را به مریم دوشیزه پاکیزه القا کرد و عیسى را بار گرفت و خدا عیسى را از روح خود آفرید، چنان که آدم را با دست و دمیدن روح خود در او آفرید. من تو را به خداى یگانه بى‏شریک و اطاعت از وى دعوت مى‏کنم که پیرو من شوى و به خدایى که مرا فرستاده ایمان بیاورى که من پیغمبر خدایم و پسر عمویم جعفر و جمعى از مسلمانان را به سوى تو فرستاده‏ام و چون بیایند، آن‏ها را بپذیر و از تکبر بر کنار باش که من تو را با سپاهت ‏به سوى خدا مى‏خوانم. من پیام خدا را ابلاغ کردم و اندرز دادم . اندرز مرا بپذیر و درود بر آن که پیرو هدایت‏ شد.

* مکتوب پیامبر به خسرو پرویز پادشاه ایران که توسط عبدالله بن حذافه سهمى به خسرو رسانده شد، سومین نامه‏ اى است که طبرى آن را این گونه گزارش کرده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
من محمد رسول الله الى کسرى عظیم الفارس . سلام على من اتبع الهدى و آمن بالله و رسوله و شهد ان لااله الا الله وحده لاشریک له و ان محمد عبده و رسوله. ادعوک بدعاء الله فانى رسول الله الى الناس کافة لانذر من کان حیا و یحق القول على الکافرین. فاسلم تسلم . فان ابیت فان اثم المجوس علیک . 
به نام خداوند بخشنده و مهربان
از محمد فرستاده خدا به خسرو، بزرگ پارسیان. درود بر آن که پیرو هدایت ‏شود و به خدا و پیغمبر وى ایمان آورد و شهادت دهد که خدایى جز خداى یکتا نیست. من پیامبر خدا به سوى همه کسانم تا زندگان را بیم دهم . اسلام بیاور تا سالم بمانى و اگر دریغ کنى گناه مجوسان به گردن تو است.

پايگاه استاد حسين انصاريان

منبع: خبرگزاری مهر

نگارش در تاريخ شنبه 1386/05/20 توسط حسین.م |
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها


قالب وبلاگ