تبليغاتX
نوراسلام
اثبات و بررسی دین اسلام و مذهب تشیع

ترس از خدا:

 

این ترس نه اینکه ترس از جهنم وآتش دوزخ واینها هست.

این ترس از جنس آن ترسی است که با یک مثال معنی می شود:

مثلاً در جلسه ای نشسته ایم و یک دفعه(یه هو) می بینیم در باز شد و یه آدم بزرگ وارد می شود، آنوقت می توانیم بگوییم حتی نشستن ما در مقابل او نیز تغییر می کند، اگر بخواهیم سرمان را بخوارانیم آن لحظه این کار را نمی کنیم.

این به خاطر آن نیست که طرف مقابل اسلحه به طرف ما گرفته، آن بزرگی و مجدش مانع از این می شود.

این ترس از خدا که گفته می شود به این معناست نه آن ترسی که فکر می کنیم خدا، می کشه، میزنه، جهنمی می کنه وووو.

این ترس خیلی هم زیباست.خیلی هم شیرینه.

 

 

اجل دور نما:

 

در چند جای نهج البلاغه ذکر شده اجل دور نما

یعنی مرگ واقعاً دور نیست، به نظر دور می رسد. وقتی کسی به دقیقه 90 می رسد می گوید آه چقدر زود رسید.

شما از خود این سوال را بپرسید که مثلاً اگر 20  ساله هستید چقدر زود گذشت این 20 سال.  جوابتون چیه؟!؟!

 

منبع : http://khodsazidam.blogfa.com/ خود سازی در آینه معاد

نگارش در تاريخ یکشنبه 1386/07/29 توسط حسین.م |

کشور وجود ما در تسلط یک پادشاه به نام روح و چند وزیر اعظم به نام های شهوت، غضب، وهم و عقل است.

برای هر اقدامی که در این کشور اتفاق بیافتد بین سران قوا جلسه ای برگزار می شود و ماحصل این جلسه اقدامی است که از پادشاه سر می زند(شهوت، غضب، وهم و عقل) شورای مشورتی یک کشور هستند.

مثال: هنگامی که هوا سرد می شود و دمای بدن ما سرد می شود مو های ما سیخ می شود وبا یک تکان سریع به بدن خود می توانیم مقداری بدن خود را گرم کنیم. برای مقابله با این سرما این چند قوه فوق الذکرتصمیم می گیرند و پادشاه تصمیم نهایی را برای گرم شدن بدن ما می گیرد که با یک تکان سریع بدن ما گرم می شود.

 

و حالا برای شما خواننده عزیز پادشاه حکم کرده که به این وبسایت سر بزنید و مطالب این وبلاگ را بخوانید.

 

نظرهای مختلف شهوت، غضب، وهم و عقل درباره  خواندن مطالب این وبلاگ.

شهوت: طبق معمول شهوت می گوید حال ندارم، کی حوصله داره از این مطلب ها بخونه  وووو.

وهم: وهم هم شروع می کند به کلاه برداری های خاص خودش، حالا کی رفته ، کی می خونه از این چیزا ول کن بابا.

غضب:

عقل: بخوانیم شاید خبری شد.بخونیم شاید اینا چاره کرد.

 

جنگ در کشور وجود ما بین دو بعدی مادی و معنوی:

بعد معنوی: مسئول تمایلات روانی مثل عبادت، رسیدن به خدا و ...

بعد مادی: مسئول غرایض مثل خوردن، خوابیدن، شهوت وامسال اینها.

 

این دو بعد همیشه با هم درگیر هستند و هیچ وقت صلح نمی کنند.

نکته: این را هم داشته باشید که عواملی قوه غضب، شهوت، نیز نیاز هست.

اما گاهی این قوه هاپای خود را از گلیم خود دراز تر می کنند. آنجا مشکل با هم پیدا می کنند.

دلیل برای نیاز شهوت:

آیا شما هیچ جای دین دیده اید که نخورید، نخوابید،  فرمان اینها را شهوت صادر می کند.

پس شهوت و غضب و اینها نیاز است.

 

اما اگر شهوت را آزاد گذاشت همه زندگی را خوردن و خوابیدن می کند.

 

جنگ بین این دو بعد را جهاد اکبر(جهاد بزرگ) نامیده اند.

 

سخت ترین جنگ امام علی را که با سختی پیروز شدند را پیامبر جهاد اصغر(جهاد کوچک) نامیدند.

 

منبع : خود سازی در آینه معاد http://khodsazidam.blogfa.com/

نگارش در تاريخ یکشنبه 1386/07/29 توسط حسین.م |

بیاییم گناهان را کوچک نــشماریم.

 

به نظر شما کدام گناه را می توانیم کوچک بشماریم.

اگر شما دست بر روی هر گناهی بگذارید می گویند این گناه گناه کبیره است.

نه اینکه گناه کوچک نداریم داریم ولی به ندرت پیدا می شود.

 

 

گناه صغیره: گناه کوچک

مثال: گفته اند اگر چشم به خانه همسایه افتاد گناه صغیره است مثلاً از یه جای عبور می کنید میبینیم در خونه باز هستش نگاه ما افتاد داخل خونه این گناه را گفته اند صغیره.

 

گناه کبیره: گناه بزرگ

مثال: نگاه به خانه همسایه گناه صغیره است یعنی در این نگاه چیزی معلوم نیست ،پس باید روی خانه همسایه دقت کنیم که چیزی ببینیم که در اینجا گناه صغیره تبدیل به گناه کبیره می شود.

چون به روی گناه صغیره به اصطلاح امروزی  zoomیا دقت کرده ایم همون گناه در جا گناه کبیره شناخته می شود.

چون کسی که همینجوری نگاه کند چیزی نمی بیند، پس باید دقت کنه، دقت هم که کرد گناه صغیره تبدیل به گناه کبیره می شود.

 

گناه یعنی نافرمانی ازدستورات خدا.

وقتی خدا نافرمانی می شود دیگر گناه کوچک نیست.

 

منبع : http://khodsazidam.blogfa.com/ خود سازی در آینه معاد

نگارش در تاريخ شنبه 1386/07/28 توسط حسین.م |


 
حتما شنیدید که همه ی ذرات هستی به نوعی تسبیح خدا میگند
يك محقق ژاپني با انتشار يافته‌هاي تحقيقات خود مدعي شد كه مولكول‌هاي آب نسبت به مفاهيم انساني تأثيرپذيرند.
نظريه اين محقق ژاپني كه تاكنون از سوي مؤسسات علمي فيزيكي و زيست‌شناسي مورد تأييد قرار گرفته است، مبتني بر بررسي نمونه‌هاي فراواني از كريستال‌هاي منجمدشده آب و مقايسه آن با يكديگر است.

دکتر ایموتو به آب گفته دوست دارم. آب رو منجمد کرده و مولکولش رو زير ميکروسکوپ ديده. مولکول بسيار قشنگ بوده. بعد به آب گفته دوست ندارم. مولکولش بسيار زشت شده. يا به آب گفته اين کارو بکن. مولکول زشت شده. بعد گفته بيا با هم اين کارو انجام بديم و مولکول قشنگ شده. اين موضوع در تمام مجامع علمی دنيا مورد بررسی قرار گرفته و تاييد شده همچنین دانش آموزی به نام حميده بيطرف در ايران به بررسي تاثير انواع صدا و نوشته بر ريزساختار و درشت ساختار مواد مختلف پرداخته و ضمن اشاره به اثر عوامل مذكور بر ساختار مواد در حالت مايع، تاثير آن را در ساختار حالت جامد مواد مختلف مانند يخ، آلياژ قلع، جيوه، نبات و سولفات مس نشان مي‌دهد. دانه‌بندي مواد وقتي در حالت مايع در معرض صداي دلنشين، موسيقي آرام و نوشته با مفاهيم خوب قرار مي‌گيرد، حالت منظم و در مقابل صداي ناهنجار، موسيقي تند يا نوشته با مفاهيم بد حالت نامنظم و در معرض آهنگ مذهبي (صوت قرآن) و نوشته‌هاي مذهبي منظم‌ترين و زیباترین حالت خود را به دست مي‌آورد.(منبع)
«ايموتو»، تغييرات مولكولي آب را به وسيله تكنيك‌هاي عكسبرداري و مشاهده ميكروسكوپي به صورت سند و مدرك درآورده است. به اين صورت كه وي قطراتي از آب را به صورت يخ درآورده و سپس آنها را در يك فضاي تاريك ميكروسكوپي مورد آزمايش كه از قابليت‌هاي عكاسي برخوردار بوده، قرار داده است. تحقيقات وي، آشكارا تغيير شكل ساختار مولكول آب را به نمايش گذاشته است و اثر محيط بر ساختار آب را نشان مي‌دهد.
برف، بيش از چندين ميليون سال است كه بر زمين فرود مي‌آيد و همان‌گونه كه مي‌دانيم، هر دانه برف‌، داراي شكل و ساختار خاص و منحصر به فرد است. با تبديل يخ به آب و عكسبرداري از ساختار آن، شما به اطلاعات باورنكردني‌اي آب دست پيدا مي‌كنيد.
«ايموتو» به تفاوت‌هاي جالب‌توجهي در ساختار كريستالي آب دست يافته است كه از منابع گوناگون و شرايط مختلف در روي كره زمين تهيه شده‌اند. آبي كه از نخستين محل خود از كوه جاري مي‌شود و چشمه‌هايي كه جاري هستند، طرح‌هاي هندسي بسيار زيبايي از الگوهاي كريستالي‌شده خود ارائه مي‌دهند. آب آلوده و سمي كه از نواحي پرجمعيت و صنعتي به دست آمده است و آب راكد كوله‌هاي آب و سدهاي ذخيره، به صراحت ساختارهاي كريستالي تغييريافته و برحسب اتفاق شكل‌گرفته آب را نشان مي‌دهد.


آب رودخانه سايجو ـ‌ ژاپن


آب رودخانه سانبوئيچي يوسويي ـ ژاپن


يخ قطب جنوب


چشمه‌اي در لوردز ـ فرانسه


آب درياچه بيواكو، بزرگ‌ترين درياچه در مركز ژاپن و آب استخري از ناحيه كينكي، آلودگي بدتر شده است.


آب رودخانه «يودو»ي ژاپن كه به خليج «اوزاكا» مي‌ريزد.
اين رودخانه‌ از ميان بيشتر شهرهاي اصلي در كاسايي مي‌گذرد.


آب رودخانه «فوجي وارا»، پيش از به جا آوردن دعا و نيايش.


آب رودخانه «فوجي وارا»، پس از به جا آوردن دعا و نيايش.

بنابراين، با توجه به عموميت موسيقي درماني، «ايموتو» تصميم گرفت ببيند، موسيقي چه اثراتي بر شكل‌گيري ساختار آب دارد. او آب مقطر را ساعت‌ها بين دو نفر كه در حال صحبت كردن بودند، قرار داد و سپس از كريستال‌هاي آن آب، پس از انجماد،‌ عكسبرداري كرد.


آهنگ «پاستورال» از بتهوون


آهنگ هوا براي رديف جي، از باخ


رقص گروهي كاواچي


موسيقي هوي‌متال

آب به صورتي زنده و هوشمندانه به هر يك از احساسات و انديشه‌هايمان پاسخ مي‌دهد پس ما انسانها که هفتاد درصد وزن بدنمون از آب تشکیل شده باید مراقب اعمال و رفتار خودمون باشیم

نگارش در تاريخ پنجشنبه 1386/07/19 توسط حسین.م |

مساله امامت از فروع دين است يا اصول دين ؟

البته بحث اين مساله بسيار طولاني است ولي در اينجا براي اثبات حقانيت اميرالمومنين كافي است كه چند سوال مطرح شود .

همانطور كه مي دانيد امامت در شيعه از اصول دين است ولي در نزد اهل تسنن از فروع دين است . حال چند سوال مطرح مي كنيم كه اميدواريم جواب آن را بشنويم .

اگر عقيده شما در امامت چنين است كه ميگوييد پس به چه مجوز شرعي شيعه اماميه را به جرم اينكه خلافت ابوبكر و عمر و عثمان را نپذيرفته و بر حسب مباني مسلمه اي كه در دست دارند ايشان را غاصب كافر نجس مشرك مي دانيد و هر گونه لعن و دشنام مي دهيد ؟

اگر امامت از اصول دين نيست پس چرا طبق روايتي كه علماي اهل تسنن هم نقل كرده اند رسول اكرم مي فرمايد : « من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتته جاهليه » ( مسند احمد بن حنبل جلد ۲ص ۸۳ و۱۱۱و۱۵۴وجلد۳ ص ۴۴۶ ، صحيح بخاري جلد ۲ ص ۱۳ ، صحيح مسلم جلد ۶ ص ۵۴ ،‌ شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج ۱۳ ص ۲۴۲ )

حال آيا عدم معرفت به فرعي از فروع دين موجب تزلزل در دين و مرگ جاهلي مي شود يا عدم معرفت به اصول دين .

از ديدگاه اهل سنت ملاك در تعيين خليفه اجماع مردم است و طبق نظر آنها اگر مردم در تعيين فردي نسبت به خلافت يك حرف را بزنند او خليفه شرعي خواهد بود و نيز بنا به عقيده اهل سنت پيامبر اكرم بدون وصيت از دنيا رفتند . از همين رو بود كه شش نفر در سقيفه گرد آمدند و ابوبكر را انتخاب كردند . و آنچه مسلم است اين كه چند روز بعد از وفات پيامبر اين شورا تشكيل و خليفه تعيين شد حال در اين چند روز اگر كسي مي مرد به مرگ جاهلي مرده است . اگر به مرگ جاهلي نمرده پس آن امامي كه بايد او را مي شناخت كه بود ؟

آيا در اين حديث مقصود از امام كساني مثل معاويه ويزيد و مروان و وليد و منصور دوانقي و هارون و..... است كه هر يك به كشتارها و قتل عام هاي مكه و مدينه و تخريب كعبه و بدعتها و جنايات كفر آميز مرتكب شده اند ؟

پس از برچيده شدن بساط خلافت به دست مغول و با كشته شدن مستعصم عباسي امام واجب المعرفه كه بوده است كه اگر او را نشناسيم به مرگ جاهلي مرده ايم ؟ يا شايد هم فقط شناختن امام به همان زمانها مربوط بوده است !!!

منبع : اثبات حقانیت امیر المومنین = http://hagheali.blogfa.com/

 

نگارش در تاريخ یکشنبه 1386/07/08 توسط حسین.م |

جاي بسي تعجب است كه آنهايي كه اين حرفها را مي زنند گويي اصلا قرآن را نخواندند ،‌ خداوند در سوره آل عمران آيه 163 صريحا مي فرمايد « و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء‌ عند ربهم يرزقون * فرحين بما آتيهم الله من فضله و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم ........ » « نپنداريد كساني كه را كه در راه خدا شهيد شده اند مردگانند ، بلكه زنده به حيات ابدي شدند و در نزد خدا متنعم و روزي داده مي شوند در حالتي كه به فضل و رحمتي كه از خداوند نصيبشان گرديد شادمانند و به آن مومنان هنوز به آنها نه پيوسته اند و بعد در پي آن ها خواهند شتافت . مژده دهند كه از مردن هيچ نترسند و محزون نباشند » از اين صريح تر ديگر نمي توان حرفي زد ، آيا اين اشخاصي كه گفته مي شود مرده اند پس چگونه روزي مي خورند ، پس همان جوري كه روزي ميخورند همان طور هم حرف هاي ما را مي شنوند و بلكه بر كارهاي ما هم ناظرند .

يكي از دلايل ديگر شرح ابن ابي الحديد و ميثمي و شيخ محمد عبده مفتي معروف مصر است كه در شرح كلمات امير المومنين ميگويد كه اهل بيت پيغمبر مانند ديگران در حقيقت مرده نيستند . ( نهج البلاغه خطبه 83 )

خيلي جالب است همان كساني كه شيعه را مرده پرست مي نامند خودشان همه را اجبار مي كنند كه در اصول به مذهب اشعري و يا معتزلي و در فروع به يكي از مذاهب چهار گانه عمل كنند . و اگر به آنچه كه آنها ميگويندعمل نكنيم مشرك و مهدور الدم هستيم ( درحاليكه از نظر خودشان امامت يكي از فروع دين است ). آيا مسائلي كه به مرور زمان پيش مي آيند هم در كتب پيشوايان شما گفته شده است آيا اين مرده پرستي نيست كه بعد از گذشت بيش از هزار سال از وفات چهار امام اهل سنت در مسائلي كه حادث است و در اين زمان به وقوع مي پيوندد هم بايد از آنها پيروي كرد . و حال آنكه يكي از خصائص دين اسلام اين است كه با تمدن در هر دوره و زماني پيش مي رود و اين مطلب لازم دارد فقها و مجتهديني را كه در هر دوره و زمان با حفظ موازين شرعي با كاروان پيش روند . ولي در جامعه شيعه تمام فقها و مجتهدين در هر دوره و زمان تاظهور امام عصر ( عج ) حق حيات دارند و ما تقليد ميت را ابتدا و در مسائل جديد ابدا جائز نمي دانيم .

كسي نيست كه بگويد كدام يك از امامان چهار گانه رسول خدا را ملاقات كرده اند يا دستوري از آن حضرت درباره آنها رسيده است كه همه بايد كوركورانه از‌ آنها تبعيت كنند و اگر نكنند مشرك هستند و مال و ناموس و جان آنها مباح است . و همانطور كه در تاريخ ثبت شده است چه جنايتهايي كه عليه شيعه مرتكب نشده اندپادشاهان فقط به دستور يكي از علماي اهل سنت و در اين زمان هم كه خود شما فتاواي مفتي هاي عربستان را همه روزه مي شنويد . ( والعاقبه للمتقين )

از همه اين مطالب كه بگذريم معنا ندارد كه در يك دين با يك هدف چند عالم وجود داشته باشد و هر كدام آن يكي را زير سوال ببرد و همانطور كه در زير به آن اشاره خواهم كرد شافعي از ابو حنيفه و امام محمد غزالي ،‌ ابو حنيفه از مالكي و شافعي و خلاصه هر كدام از ديگر اشكال ميگيرد .

شافعي مي گويد : « نظرت في كتب اصحاب ابي حنيفه فاذا فيها مائه م ثلثون ورقه خلافه الكتاب و السنه » « در كتب اصحاب ابو حنيفه نظر كردم ديدم در آنها صد و سي ورقه خلاف كتاب خدا و سنه پيامبر است . » و در جاي ديگر مي گويد « به تحقق ابو حنيفه شريعت را واژگون كرد و مشوش نمود راه او را و تغيير داد نظام او را و هر يك از قوانين شرع را با اصلي مقرون ساخت كه با آن اصل شرع پيامبر را ويران نمود ، هر كس اين عمل را عمدا بنمايد و آنرا حلال بداند كافر است و هر كس سهوا انجام دهد فاسق است » ديگر از اين بدتر هم مي شود. نيز امام محمد غزالي مي گويد چون ابو حنيفه عالم به علم حديث نبوده است لذا فقط به قياس عمل مي نموده حال آنكه اول كسي كه عمل به قياس كرد شيطان بود .

اما ما از شما خواهش مي كنيم كه يك كتاب يا حديث بياوريد كه يكي از ائمه ما امام ديگري را رد كرده باشد يا نسبت به علم او شك كند ، غير از اينكه امامي از امام ديگر طرفداري ميكرد و راه او را ادامه مي داد چيز ديگري نمي توان يافت . حال بماند آن احاديثي كه رسول اكرم در مورد ائمه پس از خود تا امام مهدي فرموده اند ( كه در بخش اثبات حقانيت اميرالمومنين آمده است ) .

منبع : دفاع از حریم شیعه = http://bayene.blogfa.com/

 

همچنین آقاسعید در قسمت نظرات به یه مطلبی اشاره کردند که من دیدم قشنگ گفتند ، من عین مطلب رو برای شما میذارم :

"در رابطه با این مطلب و مطلب قبلی بگم که این سوالو از اهل تسنن بپرسم که چرا پس جلد قرآن رو اینها بوس میکنن مگه نه این هست که جلد قرآن چرم یا کاغذ هست پس باید بگیم که اینها کافرند؟؟؟نخیر ... نخیر اینطور نیست پاسخشان این هست که ما هر چرم وکاغذی رو که بوس نمیکنیم.....جوابشان هم درسته..مگه ما شیعیان هر تکه آهنی رو بوس میکنیم مگه؟؟...نخیر ..نخیر....ما فقط ضریح بزرگان دیمون که اسلام و مذهب شیعه ی علوی هستش بوس میکنیم...در ضمن بگم از یکی از بزرگان شیعه آقای تیجانی شنیدم می گفت خلیفه های اهل سنت حتی در گفتن ((بسم الله)) با هم اختلاف نظر دارند..."

نگارش در تاريخ یکشنبه 1386/07/08 توسط حسین.م |

متاسفانه برادران اهل تسنن در اين باب كمي مغلطه مي كنند بوسيدن را حمل بر سجده ميكنند در حاليكه سجده نيست و فقط بوسيدن است . ضمنا مگر اهل تسنن نيستند كه به قبر ابو حنيفه و امامان ديگرشان كه ميروند زمين رامي بوسند و به خاك مي افتند ولي چون بوسيدن است و سجده نيست جاي هيچ اشكالي نيست . در ضمن در كجا از قرآن و روايات و اخبار آمده است كه بوسيدن آستانه درگاه پيامبر يا امام شرك است .

همچنين به سجده افتادن به عنوان تعظيم و تكريم نه به نيت سجده عيب نيست چنانچه برادران يوسف درمقابل يوسف چنين سجده اي را نمودند و دو پيغمبر حاضر حضرت يعقوب ويوسف منعشان ننمودند و به صراحت اين داستان را قرآن در سوره يوسف خبر ميدهد « و رفع ابويه علي العرش و خروا له سجدا و قال يا ابت هذا تاويل روياي من قبل قد جعلها ربي حقا »  « پدر و مادر را بر تخت بنشاند آنگاه افتادند و او را سجده نمودند در آن حال يوسف گفت پدر اين است تعبير خوابي كه از پيش ديدم كه خداي من آن خواب را واقع گردانيد »

و نيز مگر در چند جاي قرآن كريم خبر از سجده نمودن ملائكه به آدم ابو البشر نمي دهد پس اگر بيان اهل تسنن صحيح باشد كه روي خاك افتادن شرك است پس برادران يوسف و ملائكه مقربين همگي مشرك بوده و فقط ابليس موحد بوده كه ترك سجده نمود ؟؟؟!!!

منبع : دفاع از حریم تشیع = http://bayene.blogfa.com/

--

بنا بر فرموده ی آیت الله مکارم شیرازی به نقل از آقا سعید : بوسیدن حرام نیست ولی سجده کردن و گذاشتن پیشانی حرام میباشد..

نگارش در تاريخ یکشنبه 1386/07/08 توسط حسین.م |
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها


قالب وبلاگ